((اعتکاف))
انسان موجودی است سالک و پویا به سوی معبود حقیقی خویش و از هر راهی که برود و هر مسیری را که در زندگی انتخاب کند، سرانجام به لقای معبود خویش می رسد:
«یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه; (1) ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد.»
با توجه به این آیه اگر انسان راه ایمان، خودسازی و تهذیب نفس را بپوید جمال و مهر خداوند را ملاقات می کند، اما اگر راه کفر و آلودگی را در پیش گیرد، جلال و قهر او را. بنابراین اگر مقصد و غایت سلوکش لقای محبت و مهر خدا باشد، باید راه تهذیب نفس و عبادت حقیقی را در پیش گیرد و از هوای نفس بگریزد و در طریقت انس با معبود گاهی به گوشه ای خلوت پناه ببرد و دور از همه عنوان ها و تعلقات مادی، لختی بر حال زار خویش بگرید و با سوز دل و اشک چشم، کدورت و زنگار را از چهره جان خود بزداید و در زاد و توشه آخرت اندیشه کند.
ادیان الهی با توجه به همین نیاز روحی، با آن که انسان را به حضور در جامعه و شرکت در فعالیت های اجتماعی فرا می خوانند، فرصت هایی را نیز برای خلوت نمودن او با خداوند فراهم نموده اند، یکی از این فرصت ها «اعتکاف » است.
اعتکاف در لغت به معنی اقامت کردن و ماندن در جایی و ملازم بودن با چیزی است، ولی در شرع اسلام، اقامت در مکانی مقدس به منظور تقرب جستن به خداوند متعال است.
اعتکاف; فرصت بسیار مناسبی است تا انسانی که در پیچ و خم های مادی غرق شده، خود را بازیابد و به قصد بهره بردن از ارزش های معنوی از علایق مادی دست بکشد و خود را در اختیار پروردگار بگذارد و تقاضا کند که او را در راه راست ثابت نگهدارد تا بتواند به دریای بیکران انس و مهر خداوند که همه اش مغفرت و رحمت است، متصل شود.
در اعتکاف می توان خانه دل را از اغیار تهی کرد و نور محبت خدا را در آن جلوه گر ساخت; می توان خود را وقف عبادت کرد و لذت میهمانی را بر سر سفره احسان و لطف الهی چشید; می توان زمام دل و جان را به دست خدا سپرد و همه اعضا و جوارح را در حصار اراده حق به بند کشید; (2) می توان به خویشتن پرداخت و معایب و کاستی های خود را شناخت و در جست و جوی معالجه بود; می توان نامه عمل را مرور کرد و به فکر تدارک و جبران فرصت های از دست رفته بود; می توان به مرگ اندیشید و خود را برای حضور در پیشگاه خدای «ارحم الراحمین » آماده کرد.
آری! اعتکاف; فصلی است برای گریستن، برای ریزش باران رحمت، برای شستن آلودگی های گناه، برای تطهیر صحیفه اعمال، برای نورانی ساختن دل و صفا بخشیدن به روح.





(( مقایسه ))

از حیله های شیطان که انسان باید مواظبت کند که فریب آن را نخورده این است که انسان را وادار می کند که خودش را با دیگران مقایسه کند که این مقایسه کردن با دیگران آدم را هلاک می کند.کمی که خودش را با دیگری مقایسه کرده 2 تالی فاسد را به همراه دارد :
  1. از خودش ، داشته هایش و نعمت هایی که خدا به او ارزانی داشته است هیچ وقت راضی نمی شود و در جریان همین مقایسه نعمتی را که در دست خودش است کوچک می شمارد و نعمتی که در دست دیگران است بزرگ می شمارد و یا مشکلی که دیگران دارند را ریز و خرد می بیند لذا باید حواسمان جمع باشد و در دام مقایسه نیفتیم.
     
  2. مقایسه کردن عامل یاس و نامیدی می شود و اگر بخواهیم مقایسه کردن عامل یاس نشود راهش راهش این است که در امور مادیات زندگی به ضعیف تر و پایین تر از خود نگاه کنیم و در امور معنوی به بالا دست خود نگاه کنیم سپس زندگی خود ، اخلاق خود ، برخورد خود و .... را با آن مقایسه کنیم لذا این نوع مقایسه عامل درس می شود و این نوع مقایسه گران ، خود نوعی حسابرسی و حساب کشی از خود است و چه بسا انسان در طول این مقایسه می فهمد که چند پله از بقیه مردم بالاتر و جلوتر است و بی جهت کفران نعمت های الهی را می کند.
تاریخ آخرین بروزرسانی   :  1392-3-2 12:00        برو بالای صفحه نسخه قابل چاپ